♣♣ يه روز يه لره با تهرانيه ازدواج ميکنه شب عروسي تهرانيا ميخونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباس لرا ميخونن گوني گوني پشکل غلامعلي خوشکل
♣♣ از لره ميپرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.
♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!
♣♣ يه روز يه لره با تهرانيه ازدواج ميکنه شب عروسي تهرانيا ميخونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباس لرا ميخونن گوني گوني پشکل غلامعلي خوشکل
♣♣ از لره ميپرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.
♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!
♣♣ لره میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در كونت!!!
♣♣ يه روز دوتا لر سوار يه تاكسي ميشن. تاكسيه پژو بوده. بعد يكي از لرا به راننده ميگه: اقاي راننده يه نوار بزار حال كنيم. راننده ميگه: خودت يكي از تو داشبورت انتخاب كن بزار. لره هم از تو داشبورت بين چند تا نوار يه نوار ويديو پيدا ميکنه هر چي سعي ميكنه بزاره تو ضبط نميتونه بزاره اون رفيقش مي زنه تو سرش ميگه اي گيج اين نوار مال تريلي نه پژو
♣♣ یك لر برای چند روز میره توی هتل یك روز میبینن توی دستشوئی داره یك نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را میزنی لره میگه اینجا یك چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) كه مو هر روز ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
♣♣ لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!
♣♣ بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!
♣♣ لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ۲ سال زياد نيست؟ ميگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال
♣♣ يه روز يه له ميميره 62تا فرشته ميان که يکي انکرومنکرو60تاي ديگه براي تفهيمه سوال اول شب بودند
♣♣ لره هر روز زنگ يک کليسا رو مي زده و در مي رفته. آخر پدر روحاني شاکي ميشه، يک روز پشت در کمين مي کنه، تا طرف زنگ مي زنه، خرشو مي گيره و مي پرسه چيکار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!
♣♣ سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!!
♣♣ لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
♣♣ يك لر بعد از 10 دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه اره فقط آفتابه نداشت
♣♣ دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آســـــــفالت کردند
♣♣ لره گوزيد و مرد سر قبر او نوشتن : بادي وزيد و گلي پرپر شد
♣♣ شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن
♣♣ به لره می گن :اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت می گیرم
♣♣ تفاوت خورشید و لر؟ خورشید اگه بیاد میره ولی لر اگه بیاد دیگه نمی ره
♣♣ لره می ره تهران زنگ می زنه خونه می گه: من دیگه ایران برنمی گردم
♣♣ لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!
♣♣ لره تلویزیون می خره فرداش کنترلشو می بره پس می ده می گه: اقا این ماشین حسابه توش بود به ما حروم خوری نیومده
♣♣ از لره ميپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چيه؟ لره جواب ميده ما به اينها ميگم چهار محال بختياري
♣♣ به لره ميگن برادرت اج آى وى گرفته مي گه تا ديروز برادرم جى ال ايکس داشت!!!
♣♣ لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده شهرستانيها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو
♣♣ از یه لره میپرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میكنند!
♣♣ ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
♣♣ لره تو مسجد سليمان مسجد مي سازه بالا در مسجد مي نويسه بزودي نماز صبح يک رکعت بدون وضو
♣♣ يك بار يك زن لر به حمام ميرود و شير اب داغ را باز ميكند و داد ميزند سوختم و شوهرش كه ميخواست به او كمك كند به اتش نشاني تلفن ميزند
♣♣ از لره مي پرسن خدا كجاست ؟ مي گه نمي دونم ولي هر جا هست ابوالفضل نگهدارش باشه
♣♣ يكي مي پرسن ميدوني شباهت خورشيد با لر چيه ؟ ميگه نه بهش ميگن هر دوشون از پشت كوه در ميان
♣♣ يه روز يه لره از خواب مي پره دست وپاش مي شكنه
♣♣ به لره ميگن: ساعت داري؟ ميگه: ساعت چيه مرد بايد خايه داشته باشه.
♣♣ لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون!!. رفيقش ميپرسه: چي شده؟!! لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بيد!
♣♣ لره يه بچه بي تربيت داشت . وسط مجلس يهو ميگفت:" ننه ، ننه ، ان دارم ، ان دارم " ننش كه ديگه شاكي شده بود يه روز بهش گفت " بچم ، هر موقع ان داشتي بگو 1 دارم هر موقع جيش داشتي بگو 2 دارم"
♣♣ لره داشته شير مي خورده می ميره می دونين چرا ؟.........گاوه می شينه روش.
♣♣ لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome
♣♣ يه روز يه له ميميره 62تا فرشته ميان که يکي انکرومنکرو60تاي ديگه براي تفهيمه سوال اول شب بودند
♣♣ لره يه دوچرخه مي خره سوار ميشه مياد خونه بچه ي لره از دور باباشو ميبينه بعد ميره به مامانش ميگه : مامان مامان يه چيز رفته تو کون بابا هر چقدر هم که دست و پا ميزنه در نمياد
به لره میگن یه پیامبر زن نام ببر ؟ میگه : پیامبر اکرم !!!
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه
يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن
بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجور كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!
لره داشته تو لسآنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!
لره با اوتوبوس ميره تهران خيلي توي راه بوده
وقتي ميرسه به تــــهران ميگه من ديگه ايران برنميگردم
لره دوزاري سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومي گوشي رو برميداره، ميگه: الو آفريقا
لره ميره مسابقه 20 سوئالي
مجري به كرده ميگه جواب سئال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن
لرده شروع ميكنه:
1 ميتانم بگيرمش ؟
مجري ميگه بله
لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ، …
مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سئالات تموم شد ده تا ديگه بپرس
لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم
مجري ميگه : بله
لرده شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،…
مجري ميگه خير شما باختين جواب سوئال ( قورباغه ) بوده
لرد.ه ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم
دو تا لر ميرن سوراخ لاية اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور
به يه لره ميگن خسته نباشي
ميگه اگه باشم چه گهي ميخوري
لره تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و
حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند
بشه به غل دستيش ميگه :
آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!!!
يه روز 4 تا لر سوار آسانسور ميشن هر كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از لرا ميگه : به افتخار آي راننده صلوات
تو اینجا چکار«می کنی؟؟ میگه من جایزشم
...................................................................
به یه لره میگن تو شهر شما آدم معروف هست؟؟لره:آره سوفیا لره... جسیکا تی لر...لره «
و هاردی... تازاش هم یه مولکول کشف کردیم که اسمش اینه: کلر .....
...................................................................
یه روز یه لره میره دستشوئی وقتی می یاد بیرون میبینن دهنش خونیه میپرسن «
چی«شده میگه با مسواک خانواده دندونامو شستم0
...................................................................
لره خوابش سنگین بوده، تخت میشکنه «
...................................................................
به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه «
...................................................................
لره میره توالت با دهن خونی میاد بیرون. میگن: چی شده؟ میگه: گی بگیرن. مسواکش «
خیلی بزرگ بید.
...................................................................
لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک! «
...................................................................
لره تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه، براش شیش ماه زندان در میاد «
...................................................................
لره خیلی بی تربیت بوده، هر جا میرفته یه سوتی اساسی میداده. یه روز میره «
خواستگاری، براش چایی میارن با شکر، یادشون میره قاشق بیارن.
لره برمیگرده میگه: باید با کـ..رم هم بزنم؟!
...................................................................
به لره میگن: ببخشید شما لرید؟ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم؟! «
لره بعد از عمری میره مو میکاره، اسمش حج واجب درمیاد.
...................................................................
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده، گاوه میگه: ما، ما! لره میگه: خفهشو، اول ما، بعد «
تو!
...................................................................
خرسه به یکی حمله میکنه و میگه: ویاوخوام وخورمت! طرف میگه: اِ؟ میه تونم لری؟ «
خرسه میگه: ها، ما حیوونا همه لریم، وجز خر که ترکه!
...................................................................
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده «
...................................................................
به لره میگن تبادل لینک میکنی؟ هیچی جواب نمیده!!! «
...................................................................
لره دلو میزنه به دریا، غرق میشه «
...................................................................
به لره میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه «
...................................................................
لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر «
...................................................................
از لره میپرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟ «
...................................................................
یه روز یه لره م ی گ و ز ه یه متر میپره هوا، میگن: چی شد؟ میگه: تو دنده «
بود
...................................................................
به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خا... داشته باشه «
...................................................................
لره چهارشنبه سوری با واجبی نارنجک درست میکه، میگن این چیه؟ میگه: میخوام وقتی «
ترکید پشمای همه بریزه
...................................................................
لره میره بدنسازی، مربیه میگه: هفته اول بدن درد داری، ترکه میگه: پس من از هفته «
دوم میام.
...................................................................
به لره میگن: محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟ میگه: قربون جدش آسد «
میلان
...................................................................
لره میخواسته غرق مناجات بشه، جلیقه نجات میپوشه «
...................................................................
دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند «
...................................................................
لره باباش آتیش میگیره، جو میگیردش، از رو باباش میپره «
...................................................................
از لره در مورد آمریکا سوال میکنند میگه: والا یه پاش تو عراقه، یه پاش تو «
افغانستانه، فکر کنم میخواد برینه به ایران
...................................................................
از لره میپرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:آره بابا، لره و هاردی، «
سوفیا لره، الیزابت تای لور، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی کشف کرده که اسمشو گذاشته
کلر
...................................................................
به یه لره میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟ «
...................................................................
لره پاهاش خواب میره، پتو روش میکشه «
...................................................................
لره میره توی دل طبیعت، هضم میشه «
...................................................................
لره داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد میخوردش «
...................................................................
لره قاضی میشه بهش میگن حکم کن، میگه پیک! «
...................................................................
لره جونش به لبش میرسه، تف میکنه میمیره «
...................................................................
لره تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه، براش شیش ماه زندان در میاد «
...................................................................
لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه «
...................................................................
به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال «
بزن: میگه: نردبون
...................................................................
لره سیدی می خره می بینه وسطش سوراخه میندازتش تو سطل آشغال «
...................................................................
روی بیلبورد زده سیو همان سیب است لره میگه: دروغ میگه من خوردم صابون بید «
...................................................................
لره فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه «
...................................................................
یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود «
...................................................................
یه روز یه لره شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک «
...................................................................
به لره میگن: سه تا فوتبالیست نام ببر. میگه: علی دایی، علی کریمی، فرار مهدوی «
کیا
...................................................................
از لره میپرسن به 5 تا دختر که رو یه میله نشسته ان چی میگن؟ میگه: یه سیخ جیگر «
...................................................................
به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه «
...................................................................
لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه «
...................................................................
لره دور خودش میچرخه، هرز میشه «
...................................................................
لره اپلیکیشن فرم پر میکنه، جلوی سکـ..س می نویسه: بله خیلی زیاد «
...................................................................
لره داشت میگوزید و دور خودش میدوید یه لر دیگه گفت چکار میکنی گفت «
میخام گوزمو بگیرم بهش گفت واستا تا من بگیرمش واست
...................................................................
لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش «
بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ
نگاهش می کنه وجواب نمیده.میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه،خیلی نگران
میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده.اونم محلش نمیزاره.میره
تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
...................................................................
از لره می پرسن،بزرگترین ریسک زندگیت چیه؟ میگه: یه روز اسهال بودم «
گوزیدم....
...................................................................
لره میره مهمونی تهرونی ها میبینه بچه تهرونی به مامانش میگه مامان من «
شماره 1 دارم ... لره میگه یهنی چی ؟ .. مادر میگه شماره 1 یعنی
دستشویی کوچک 2 یهنی بزرگ ... لره خوشش میاد و میره خونش به بچش یاد
میده ... بعد چند روز میرن مهمونی .. بچه دستشویی داشته میگه بابا اون
ان شمارش چند بود؟
...................................................................
لره میاد تهران می بینه همه لباس آستین کوتاه پوشیدن تعجب می کنه می گه «
اوا پس اینا چه جوری دماغاشونو پاک می کنن
...................................................................
لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. در حالی که اشک تو چشماش جمع میشه «
میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر
...................................................................
یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد «
سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل
...................................................................
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگی یاد بگیره، جلسة اول از مربیش «
می پرسه: این چراغ رنگیه چیه؟! یارو میاد سرکارش بگذاره، میگه: این
چراغ راهنماییه؛ وقتی سبزه یعنی اهل تهران برن، وقتی زرده شهرستانیها
و قرمز هم مال لراست! خلاصه این جریان میگذره و لره هم امتحان میده
وقبول میشه، روز اول میشینه پشت ماشین و میرسه به چراغ قرمز و خوب
طبعاً رد میکنه. افسره داد میزنه: راننده پیکان، بزن کنار! لره سرشو از
پنجره میاره بیرون، داد میزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!! افسره یک
نگاه میندازه، میگه: باشه بابا...برو...برو
...................................................................
از یه لره میپرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ «
میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میکنند!
...................................................................
به یه لری گفتند با جام جم جمله بساز گفت: من هر روز صبح جام جم میکنم «
...................................................................
سه تا لر داشتن یه زن می کردن شوهرش میاد یکی سینی سیب می گیره یکی «
سینی پرتقال میگیره به سومی هیچی نمیرسه شوهر از اولی می پرسه اینجا
چیکار می کنی می گه سیب می دم دومی می گه من پرتقال می دم سومی میگه
منم سینی را جمع میکنم
...................................................................
میخواستن لره رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یک اتاق گرد، میگن برو یک «
گوشه بشین!
...................................................................
لره تو مسجد سلیمان مسجد می سازه بالا در مسجد می نویسه بزودی نماز صبح «
یک رکعت بدون وضو
...................................................................
یک بار یک زن لر به حمام میرود و شیر اب داغ را باز میکند و داد میزند «
سوختم و شوهرش که میخواست به او کمک کند به اتش نشانی تلفن میزند
...................................................................
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش «
میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ
گوزی نتنِه باطلش کنه(با لهجه لری)
...................................................................
لره گوزید و مرد سر قبر او نوشتن: بادی وزید و گلی پرپر شد «
...................................................................
شباهت لر با پارک؟ جفتشون تاب دارن «
...................................................................
به لره می گن: اگه یه دختری بهت راه داد چکار می کنی؟ می گه ازش سبقت «
می گیرم
...................................................................
شباهت لرها با شورت؟ با هردو 5 دقیقه بیشتر بگردی ابروت رفته «
...................................................................
1روز یه لره میره پیشه خدا میگه: خدایا چیکار کنم که از ترکا خر تر «
باشم.. خدا میگه: برو تو بیابون شنا کن.... میره تو بیابون شنا میکنه
1دفعه میبینه 1ترکه با قایق موتوری میاد میگه اومدم نجاتت بدم!
...................................................................
لره تلویزیون میخره بعد کنترلشو. پس میاره ماشین به صاحب مغازه میگه «
بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد
...................................................................
یک لر برای چند روز میره توی هتل یک روز میبینن توی دستشوئی داره یک «
نفر خارجی رو میزنه میان میگیرنش ازش میپرسن قضیه چیه چرا این بدبخت را
میزنی لره میگه اینجا یک چشمه اویی بیده (دستشوئی فرنگی ) که مو هر روز
ازش او میخوردم این بی پدر و مادر امروز اومده توش ریده
...................................................................
یک شب تلویزیون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: «
شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلویزیون رو خاموش میکنند، میرن
میخوابن
...................................................................
لره تیپ میزنه میره تو خیابون دختره بهش میگه بخورمت لره میگه این گه «
خوریا به تو نیومده!
...................................................................
لره داشته شیر می خورده می میره می دونین چرا ؟.........گاوه می شینه «
روش
...................................................................
به لره می گن بچت چرا این قدر زشته؟ می گه شو تاریک . سوراخ تنگ . منم «
دست تنها می خواستی الن دلون درست کنم(با لهجه لری بخونید)
...................................................................
از لره میپرسن نظرت راجع به فکر, شعور, معرفت و درک چیه؟ لره جواب میده «
ما به اینها میگم چهار محال بختیاری
...................................................................
لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر 200 تومن مال خودت «
پسرش میگه نمیرم. میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه.
میگخ بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه. میگه
بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت 500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.
لره شاکی میشه میگه پدرسگ پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم.
...................................................................
به لره میگن برادرت اج آى وى گرفته می گه نه بابا پس جى ال ایکـ..س رو فروخت!!! «
...................................................................
لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل «
کردم . دوستش میگه: 2سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته 7
تا 10 سال
...................................................................
بن لادن رو می خواستن شکنجه کنن، از ملت همه پرسی می کنن تا سخت ترین «
شکنجه رو انتخاب کنن هر کی یه چیزی می گه، تا اینکه می رسه به لره،
لره می گه: یه میله آهنی رو داغ داغ کنین تا سرخ شه، بعد از طرف سردش
بکنین تو کونش، ملت کف می کنن، می گن بابا حالا چرا از طرف سردش
بکنیم تو، لره می گه: تا هر کی خواست درش بیاره دستش بسوزه نتونه !!!
...................................................................
یه روز یه لره از خواب می پره دست وپاش می شکنه «
...................................................................
دوست لره می خواست بره مسافرت.لره موقع خداحافظی خیلی دلش براش تنگ «
میشه.خلاصه هی ماچش میکرد. دید که ماچ کردن چیزی از دلتنگی ش کم نمیکنه
به دوستش گفت فایده نداره بگیر بخواب تا بکُ..مت!
...................................................................
لره داشته به قصد کشت، خودش رو میزده! بهش میگن: چی شده؟ میگه: من بی «
غیرت، الان فهمیدم از کجای ننهام در اومدم
...................................................................
میدونید رکوردبیشترین ریدن توکمترین زمان دست کیه؟ دست یه لره به اسم «
ابراهیم میرزاپوره که دربازی بامکزیک درعرض پنج دقیقه دوبار رید
تاایرانیها کونشون بسوزه
...................................................................
لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل «
کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷
تا ۱۰ سال
...................................................................
لره رو در خونش نوشته بوده wc . میگن این چیه نوشتی میگه: مخفف welcome «
...................................................................
یه روز یه لره میره پیش خدا میگه چطوری میتونم از ترکا خرتر باشم خدا «
بهش میگه برو تو کویر شنا کن بعد میره شنا میکنه میبینه یه ترکه با
قایق موتوری میاد نجاتش بده!!!
...................................................................
یه روز یه لوره میره دمه دره یه مغازه میخونی که نوشتن:علی با ماست رضا «
با ماست حسن با ماست لوره میگه آقا ببخشین ماسته خالی ندارین
...................................................................
یه روز تو جشن عروسی یه لوره یه نفر مدل هلیکوپتری مى رقصه یارورو جو «
میگیره آر پی جی میزنه
...................................................................
لره یه دوچرخه می خره سوار میشه میاد خونه بچه ی لره از دور باباشو «
میبینه بعد میره به مامانش میگه: مامان مامان یه چیز رفته تو کون بابا
هر چقدر هم که دست و پا میزنه در نمیاد
...................................................................
از لره میپرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم...... «
اونم نه!
...................................................................
لره یه بسته هزار تومنی میشمره 25 تومن کم میاره «
...................................................................
یه لره رفت پارتی. فرداش رفیقش ازش پرسید چطور بود. لره گفت: خیلی عالی «
بود . روی من اسم یه گل گذاشته بودن و هی صدام میکردن. رفیقش گفت چی
میگفتن. لره گفت: من و انداخته بودن وسط و هی دورم میچرخیدن میگفتن
اسگله رو اسگله رو ...
...................................................................
لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم «
اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم
...................................................................
میدونی لر ها از چه عطری استفاده می کنن؟ بوپایلر.....در واقع همان بوی «
پای لر
...................................................................
لره میره قبرستان می بینه مرده ها رو قبرا نشستن می گه جریان چیه؟؟ میگن «
سوال های شب اول قبر لو رفته گفتن فعلا بیرون باشید تا دوباره سوال طرح کنیم
...................................................................
بچه مثبته از لره میپرسه: آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر «
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟! لره شاکی میشه، میگه:
ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه!!!
...................................................................
به لره میگن چس چیست؟میگه تلاش یک گوز برای حفظ ابرو «
...................................................................
لره تازه زفته بود کلاس زبان میره ساندویچی میبینه نوشته هات داگ میگه «
بزار یه سگه داغ بخورم خلاصه طرف براش میاره میگه اوه اوه ببین از سگه
کجاش به ما رسید
...................................................................
لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز «
بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از
دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!!!
...................................................................
لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو «
بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره
بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه.
دوباره به شاگرده میگه،هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره
دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم
پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه و اَنشم باش میاد. پسره میاد تو
میگه: والله اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون اَن
بباره!!!!!؟؟؟!!!!!
...................................................................
نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) «
نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
...................................................................
یه ترکه رو میتراشن میبینن لره «
...................................................................
یه لره با یه ترکه تو یه اپارتمان زندگی میکردن یه دفعه برق میره ترکه «
یه ظرف میگیره دستش میاد در خونه لره بهش میگه یکم برق بده لره میگه
چرا ظرف فلزی اوردی پلاستیکی می اوردی برق نگیرتت.
...................................................................
به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه «
برین توش میشه لری!!!
...................................................................
شباهت لر و خورشید: هر دوشون از پشت کوه در اومدن!!! «
...................................................................
لره باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. لره احساساتی میشه میگه «
ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!!!
...................................................................
لره دوزاری سیاه پیادا میکنه، میره تلفن عمومی گوشی رو برمیداره، میگه: «
الو آفریقا؟!!!
...................................................................
لره شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه ... «
شب می شه ... ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه
زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم
تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! ! !
...................................................................
به لره میگن: ان آقا «
میگه: آقا شو بگذار اولش
...................................................................
یه لره رفته بود ته چاه فکر میکرد «
یه یارو اومد گفت: چرا ته چاه فکر می کنی
ترکه گفت: می خوام عمیق فکر کنم ! ! ! ! ! ! ! !
...................................................................
لره واسه اینکه از زندگی جلو بیوفته یه زن حامله میگیره «
...................................................................
لره میخواسته آتش نشان بشه. «
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره و اون اطراف
آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
...................................................................
به لره می گن اگه آب نبود چی می شد؟ می گه ما شنا یاد نمی گرفتیم «
در نهایت خفه می شدیم می مردیم
...................................................................
غضنفر پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت ميكنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده ميكنند!
-------------------------------
تو خيلي با ارزشي! نه به خاطر خودت به خاطر اين که بدنت به اندازه کافي شامل: سولفور براي کشتن تمام شپش هاي بدن يک سگ، کربن براي ساخت 900 مداد، پتاسيم براي آتش زدن يک توپ فوتبال، چربي براي ساختن 7 قالب صابون، فسفر براي درست کردن سر 2200 کبريت و آب براي پر کردن 10 تنگ داره. تو اون کله پوکت که چيزي نيست مردم ازش استفاده کنن، حد اقل بمير که يه نفعي به کره زمين برسوني
---------------------------------
مي دوني چرا تو اسلام 4 تا زن بيشتر نمي شه گرفت ؟چون اگه 5 تا بشه بايد يکي شو خمس بدي
-----------------------------
دوست دختر عضنفر بهش ميگه عزيزم خيلي بايد خرجم کني تا زنت بشم. عضنفراز فرداش شروع ميکنه به خر جمع کردن
-----------------------------
و تابستون ترکه رفته بوده زير پتو يه نفر بهش ميگه آقا شما ترکي ميگه اااااااااااا از زير پتو هم معلومه؟؟؟؟
-------------------------
تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه . زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه
--------------------
تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
----------------------
سه تا ترک ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد..دوياره محکمتر لگد ميزنه... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه ترکه با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ميفهمي
رشتی
به رشتيه ميگن زنت چطوري حامله شد ميگه حميـــــــــــــــــــــــد
به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - 120 تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره
♣♣ به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده
♣♣ رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!
♣♣ یه روز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه ... !بعد میشینه ساكت نگاشون میكنه .بعد از یك ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میكردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم!!!
♣♣ یه روز به یه رشتیه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 20 تا میگن اسمشونو چه جوری یاد میگیری میگه اسمشون که چیزی نیست فامیلشون سخته !
♣♣ اخبار دیروز: به یك زن رشتی كه در پارك میدوید تجاوز شد! (اخبار امروز صدها زن رشتی در پارك میدوند!
♣♣ رشتیه 4 روز بعد از عروسی به دوستش میگه : او عجب زنی گرفتم . روز اول رفتم خانه دیدم دیدم با یه مرد خوابیده گفتم کیه ؟ گفت شوهرمه فهمیدم صداقت داره. فرداش دیدم مردها دو تا شدن گفتم اینا کین؟ سرشو انداخت پایین فهمیدم نجابت داره . فرداش رفتم دیدم مردها در خونه صف بستن رفتم جلو گفت برو ته صف . فهمیدم عدالت داره. فرداش رفتم خانه مادرش دیدم اونجام صفه فهمیدم اصالت داره!
♣♣ یه رو به یه رشتی sms میدن که زنت پیشه ماست...رشتیه میگه :گوه تو دهنه هر کس که sms تکراری بفرسته!
♣♣ به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم!!!
♣♣ از زن رشتيه ميپرسن:شما موقع عشق بازي با شوهرتون صحبت مي كنين؟ميگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!
♣♣ رشتيه کتاب مينويسه صفحه اولش مينويسه: تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام بود.
♣♣ يه رشتي به دوستش مي گه:جات خالي.رفتم خونه ديدم زنم زير پتوست پتو رو کشيدم .اون هم پتو رو کشيد هي من کشيدم ...هي اون کشيد اونقدر کشيديم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالي بود.اونقدر سه نفري خنديديم _
♣♣ از یه رشتیه میپرسن: شما با چه سهمیهای وارد دانشگاه شدی؟ میگه: بنده افتخار میكنم گه فرزند سه تا شهیدم!!!
♣♣ يه رشتي كاميون ميخره پشتش مينويسه رسواي عالم مادر
♣♣ به رشتيه ميگن بچه داري؟ ميگه:والله من نه، ولي خانم داره.........
♣♣ رشتي از زنش ميپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابيدي؟ زنش ميگه:يكي بغل تو،يكي بغل بابام، يكي بغل مامانم بغل بقيه تا صبح بيدار بودم
♣♣ دختر رشتیه یه دوست پسر داشته هر شب میومده خونشون ترتیب دختر رو میداده. خونه دختره این جور بوده كه از دم پنجره اول دختره میخوابیده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتیه. پسره هم هر شب از پنجره میومده همون اول ترتیب دختره رو میداده و میرفته. یه شب رشتیه با زنش دعواش میشه، زنه قهر می كنه میاد كنار پنجره میخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره میاد تو، همون اول میپره رو زنه و شروع میكنه به کار خیر، یه دفعه میبینه، اِه! این كه دختره نیست! در میاره و میپره رو دختره. رشتیه پامیشه به پسرش میگه: بابا جان بدو در ریم، یه یارو اومده از اون جلو همینجور داره ترتیب همه رو میاد جلو!!!
♣♣ رشتیه بچش زشت در میاد میره تو محل دعوا
♣♣ زن رشتیه شب عروسی میپرسه: بلدی چی کار کنی كه؟ رشتيه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تــــخت
♣♣ رشتيه به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي . زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي
♣♣ توی رشت زلزله میاد رشتیه دوازده روز می گرده تا زنشو پیدا کنه !....آخه نمی دونسته زیر کدوم آوار باید دنبالش بگرده!!!!!
♣♣ رشتیه صبح از خواب پا می شه میبینه چهار تا آجر زیرش گذاشتن زنشو بردن !!!
♣♣ رشتیه بچه دار نمی شد محلشون رو عوض می کنه!
♣♣ یه بار یه رشتیه شب دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح که بیدار میشه میبینه بچه هاش نیستن!
♣♣ از رشتیه ميپرسن: چه روزايي با زنت ...؟ ميگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعهها! ميپرسن چرا؟! ميگه: اووو! پنجشنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گير خودمم نمياد!
♣♣ رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
♣♣ بچه رشتیه به باباش میگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتی رو صفحه کامپیوتر ؟ باباش میگه هیسسسسسسسس... صداشو در نیار از اینترنت دانلودش کردم
♣♣ زن یه رشتیه دیر میادخونه رشتیه غیرتی میشه میگه تا حالا كجا بودی؟میگه یه مرده تو خیابون بهم تجاوز كرد رشتیه میگه: ده دقیقه تجاوز بقیشو كجا بودی؟
♣♣ رشتیه میره عسلویه كار كنه، زنش ماهی 2 میلیون براش میفرسته!
♣♣ میدونید چرا کفش فروشی زنانه توی رشت کم هست؟آخه زناشون سال به دوازده ماه لنگاشون بالاس و زیاد از کفشاشون استفاده نمیکنن!
♣♣ رشتیه به دوستش میگه: زن گرفتم.دوستش میگه: چه جوریه؟ میگه: ناز، توپل، چشم آبی، سفید، موهاش بولند، اصلا بیخیال خودت می آیی میـ..نی می بینی!!!!
♣♣ يه زن و شوهر رشتي بچه دار نمي شدن . درب خونه شون روي پارچه مي نويسند . هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم ؟ .....
♣♣ رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده
♣♣ رشتیه بچه اش تازه زبون باز کرده بوده بهش میگه : عزیزم بگو بابا بگو بابا!! بچه میگه: اصغر آقا!!
♣♣ آخرين خبر در رشت:فرزندان تك پدر از خدمت معاف شدند ...
♣♣ رشتیه داشته واسه رفیقش تعریف میكرده كه: آره دیروز رفتم خونه دیدم یه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر دیدم یه لباس مردونه هم افتاده رو زمین، بیشتر شك كردم. رفیقش می پرسه: خوب بعد چی شد؟ میگه:هیچی رفتم جلوتر، دیدم یكی از لباسای خانم هم افتاده رو زمین، بدجوری شك كردم. رفیقش میگه: خوب؟! میگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفیقش میگه: خوب؟! رشتیه میگه: هیچی شكم برطرف شد!!!
♣♣ رشتيا به روز پدر ميگن يوم الشک!!!
♣♣ رشتیه عروسی میكنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش میپرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه: اَووو! نخیر، كار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست!!!
♣♣ رشتیه میره خونه میبینه زنش با یك نره خری مشغولند. یارو تا رشتیه رو می بینه می زنه به چاك و با آخرین سرعتش می دوه در می ره. رشتیه هم تا اون ور مازندران فحش میده و دنبالش میكنه. آخر یارو می رسه لب یك پرتگاه، دیگه هیچ راه فراری نداشته، رشتیه هم همین جور عصبانی داشته دنبالش میومده. مرده میگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتیه میگه: هیس! اول اون دمپایی های منو بده!!
♣♣ رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند، زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره! رشتیه میگه: منم كه خوابم!!!
♣♣ رشتیه و زنش تو خیابون راه میرفتن یه دفعه یه موتور سواره از كنارشون میگذره. رشتیه میگه: كاشكی منم یه موتور داشتم! موتور سواره میشنوه، میگه: دادش اگه میخوای بیا یه دور بزن. رشتیه خیلی حال میكنه، موتور یارو رو میگیره یك دور میزنه، بعد میاد میبینه مرده داره با زنش صحبت میكنه، با خودش میگه: خوبه تا اینا دارن با هم لاس میزنن من یه دور دیگه بزنم!!!
♣♣ ♣♣ رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید آقا، شما؟ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!
یه رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم
یه بار یه رشتیه کتاب می نویسه اول کتابش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود
رشتيه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زير 18 سال ممنوع گفتن اين چيه گفت آووو ناموسه بچه بازي که نيست!!
رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟؟؟؟؟؟؟
یه روز یه رشتیه دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح پامیشه میبینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستش
رشتي ميره خونه ميبنه يكي رو زنشه ميگه توكي هستي ميگه من خلبانم اينجا سقوط كردم رشتي ميگه ريدم تواين شانس ديروزهم دوتا قواص تو وان حموم بود
..
رشتیه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو……..یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون . رشتیه می گه دم در کارت دارن